جمشید مشایخی : آقای عطاران حرف شما بسیار بیادبانه و زشت بود.
جمشید مشایخی با اشاره به اظهارات رضا عطاران در مراسم جشنواره فجر عنوان کرد: یک نکته در دلم مانده و میخواهم آن را بگویم. آقای رضا عطاران اگر میخواهی مردم را بخندانی بگو از درخت چنار پریدم و سکته کردم اما او سخنی گفت که من حتی رویم نمیشود در اینجا تکرارش کنم و جالب است که به این شخص جایزه هم میدهند شاید به خاطر بداخلاقی که کرده. آقای عطاران حرف شما بسیار بیادبانه و زشت بود.
جمشید مشایخی در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبنی بر سرانجام سفرش به اسپانیا برای دلجویی از لیونل مسی که قرار بود از سوی باشگاه استقلال انجام شود، گفت: من کسی نیستم من کوچکترین فرد این کشور هستم. اصراری هم نداشتم که من بروم. من گفتم با قهرمانان رشتههای مختلف صحبت شود. در غیر این صورت نظر من دیگر معنی ندارد. نمیخواستم بگویند جمشید مشایخی خودش را لوس کرده و میخواهد سوءاستفاده کند.

وی ادامه داد: من کوچک همه شما هستم. اعتراضی هم که به آن حرکت کردم این بود که ما مردم مؤدب و با اخلاق و با فرهنگی هستیم و میخواستم بگویم کسی که به مسی بیادبی کرده از مردم ایران نبوده است. ما هم از آن رفتار خجالت کشیدیم. مسی هم یکی از ورزشکاران برجسته جهان است مثل ورزشکارانی که خودمان داشتیم مثل جهان پهلوان تختی. آیا اگر به پهلوان تختی اهانت میشد ما خوشمان میآمد؟ پس کار درستی نبود که به مسی اهانت شد. من به این مسئله اعتراض کردم نمیخواستم بگویند خودش را جلو انداخته و نمیخواستم بگویم که او سفیر ایران است. من کوچک همه مردم ایران هستم.
جمشید مشایخی با بیان خاطرهای از مرحوم علی حاتمی گفت: در سال 1352 من با علی حاتمی برای ساخت داستانی به شهرهای مختلف سفر کردیم در یزد پیرمردی را دیدم در هوای خیلی گرم دستمالی روی سرش انداخته بود و در مزرعه مشغول کار بود، به آن پیرمرد سلام کردم و گفتم خسته نباشید. او جملهای به من گفت که تا آخر عمر یادم ماند. آن پیرمرد به من گفت، شرمنده نباشی.


مهشید افشارزاده گفت: پنج ستاره از مضمونی اجتماعی برخوردار است و داستان دختری را روایت میکند که در جامعه امروز ما با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکند و میخواهد به تنهایی بار زندگیاش را به دوش بکشد. پنج ستاره به تشریک مساعی بین شغلهای مختلف و مناسبات آن ها با یکدیگر میپردازد.


بخواب آروم عسل بانو ...... بخواب آروم و بی غصه ..... سکانس آخرت این نیست